میرزا علی محمد دستغیب ، ملقب به سید علی محمد ، فرزند میرزا علی اکبر در بیست و سوم اسفند 1313 ، به دنیا آمد ، وی خواهر زاده ی مرحوم شهید محراب ، شهید آیت الله دستغیب شیرازی است .
آنگونه که خود نقل می کند وی بیشتر عمر خود را در شیراز ساکن بوده و مانند بسیاری از شیرازی های دیگر به جز معدود زمان اسکان خود در قم و شیراز ، لذت سکنی در آب و هوای این شهر سفله پرور را بر لذت تعلم برگزید.
از اساتید ایشان می توان به مرحوم آیت الله نجابت شیرازی ( ره ) اشاره کرد ، که دارای طبعی عارفانه و از شاگردان مرحوم انصاری همدانی بوده است .
از جمله اقدامات ایشان میتوان به تأسیس حوزه علمیه اباصالح در شیراز ، بازسازی حوزه علمیه اباصالح در شیراز ، جذب طلبه در حوزه علمیه اباصالح در شیراز و جذب تعداد کثیری پامنبری در حوزه اباصالح در شیراز و همچنین از رونق انداختن حکم متقن خداوند یعنی نماز جمعه در شیراز ( البته به بهانه های مختلف ) اشاره کرد .
وی رابطه محکم و صمیمی با دولت نافرجام هفتم و هشتم داشت ، به طوری که به منظور جمع آرای عموم در انتخابات آن موقع مجلس خبرگان ،پوستر تبلیغاتی با عکس آقای خاتمی تهیه نمود . لازم به ذکر است ایشان در آن دوره تقریبا دو الی سه برابر دیگر کاندیدها به تبلیغ خودو تخریب سایر کاندیدها پرداختند .
دولت هفتم همان دولتی است که به خاطر روند فرهنگی که در پیش گرفته بود به شدت مورد نکوهش علما از جمله حضرات آیات بهجت ، نوری همدانی و مکارم شیرازی بود . به حدی که وقتی یکی از وزرای آن دوره به قصد ملاقات این بزرگان به قم رفته بود هیچ کدام حاضر به دیدن وی نشدند .
او سرانجام موفق به تعویض امام جمعه شیراز گردید ، اما خود بالاخره موفق به حضور در نماز جمعه نشد !
خبرگزاری دانشجو به نقل از یکی از وبلاگ نویسان نقل میکند:
"همانطور که دوستان شيرازي مي دانند سيد علي محمد دستغيب و شاگردان اصلاح طلبش ، ولايت فقيه را قبول ندارند و با دشمني که با آيت الله حائري (امام جمعه سابق شيراز)دارند هيچ گاه در نماز جمعه شرکت نمي کنند . حتي هنگام نماز عيد سعيد فطر نيز به جاي هماهنگي با مصلاي شهر(واقع در روبروي حرم) جداگانه نمازي در حرم برگزار مي کنند که توسط محمد مهدي دستيغيب(توليت آستانه شاهچراغ) خوانده مي شود . (هنگام خداحافظي آيت الله حائري ، شور و شوق عجيبي در وجود اين جماعت پيدا بود که با آمدن حاج آقا ايماني باز هم کامشان تلخ شد .) "
طرفداران وی او را نماد عرفان و قطب خود می دانند ، اما مخالفانش او را به عنوان مجسمه نفاق و دودستگی می شناسند.
اخیرا مطلع شدیم که وی حمایت همه جانبه ای از میر حسین موسوی نموده که خود بیانگر مشی ضد اصولگرایی او است .
وی رابطه بسیار عمیقی با جوانان دارد به حدی که مریدانش ، او را صاحب اثر در نفوس ، صاحب انفاس قدسیه و دانای غیب می دانند ، و خود را ملزم به پذیرش بی چون و چرای دستورات ایشان می دانند .
در زیر چند نمونه از جملات عارفانه ی این قطب اعظم را جهت استفاده می آوریم :
ایشان فرمودند :
یكی از مباحثی كه در دین تأكید شده و بالای منبر هم زیاد گفته می شود ، بحث تهمت زدن به یكدیگر است؛ بنابراین اگر روحانیون بین خودشان ، یكدیگر را تخطئه كنند و به هم تهمت بزنند ، اثر سویی بین مردم خواهد داشت. اما اگر مردم ببینند ، طلبه ای اهل عمل است رهایش نمی كنند . افرادی چون امام خمینی و شهید دستغیب با این نوع رفتار ، در قلب مردم جای داشتند و دارند .!
و در جای دیگری فرمودند :
ما با این موافق نیستیم كه پرخاشگر باشیم !
و در جای دیگر :
وی با تأكید بر لزوم طرح مستقیم انتقادها به دولتمردان از سوی علماء وروحانیون گفت : مثلا" من روی منبر صلاح خود و مردم نمی دانم كه انتقاد از دولت ها را مطرح كنم ، چون نتیجه انتقاد به این نحو ممكن است موجب نا آرامی جو عمومی در كشور شود . !
