ممیز انسان و حیوان چیست؟
آن چیست که انسانیت را به ابنا ء آدم علیه السلام وحدت می دهد و
آن را از جنس حیوانیت خود که فقط در تعریف ذهنی مستفاد می گردد
خارج می سازد؟
اگر بگوییم ناطقیت ، باز توفیقی حاصل نشده ، چرا که شرط ناطقیت
،مهلک جنس حیوانی در تعین نوع انسانی نیست . اگر چه این تعریف در
جهت خود تعریف به جنس از یک سو و تعریف به فصل از سوی دیگر و
درنتیجه حد تام است ، ولکن می توان چنین گفت که انواع جنس حیوان
به فصلی از هم متمایزند ، بای نحو کان ، طیور حیوانهایی هستند که
بال دارند . و یا خزندگان حیوانهای ماشی خزنده هستند . فتحصل آنچه
از باب تعریف در لسان جناب ارسطو در باب ایساغوجی ( کلیات خمس)
، آمده خالی از نقص تمانع در تعریف نیست .
ولکن می طلبد در لسان حکمای عظام امت ، حضرات ذوات نور ، علل
سابق به زمان ماهیت ، مدورین دایره ی صعود و نزول ، ائمه اطهار
علیهم صلوات الله و سلام ملائکه اجمعین ، تفحصی با نظر عمیق
متعلمین حکمت گردد تا از بحر کان لم له حد ایشان، جوهری مضاف
شود به عرصه ی جواهر از مقولات عشر .
من باب تذکر برخی از دوستان که امر فرمودند به ساده نویسی و بیان
مستفاد، از حصر لسان منطق در این نوشتار عدول ننمودیم ... حول الله
حالنا و قالنا به عملنا