عینک را بزن ، بصرت را بچرخان ، اندیشه ات را یکی کن ، در
عمل پرهیز کن تا نسوزی و در ذهن تا نبازی ، سایه ات زا از سر
خلق کم کن ، منتظر سایه ی کسی هم
مشو ، به آفتاب
پناهنده شو ، نسبت به خودت تساهل مکن ، از نصیحت غیر
بپرهیز، هر
روز خودت را با شلاق ملامت بیدار نگاه دار ، در امر
خدا چون کوه باش ، از دنیا
بگذر ، چشمت را به افقی غیر از
افق کوههای نزدیک خانه ات بدوز، حریص باش اما نه برای تفاخر
و تکاثر ، بلکه برای نجات از سختی قبر ، از غیر خدا نترس ، که
غیر خدا هیچ است . هیچ مگو ، با کسی منشین که تو را مجبور
به پر حرفی میکند و عقلت را
محبوس زبانت میکند. از تعریف
دیگران چونان فرار از شیر پرهیز کن. از محبت نازک
گویان پروا
کن که دام ابتدایی شیطان است . سعیت در این باشد که
دست و چشم و زبان
خدا شوی ، بر ادای نوافل کاستی مکن ،
لحظه ای نباشد که احساس کنی هستی تو از هستی
دیگران
برتر است. از پرخاش بپرهیز گرچه شب خفاشان و روز کرکسان
بر تو هجوم آورند .
تنگناها را با صبر بزرگراه کن : ان ذلک من
عزم الامور ...
دوستت را هیچ گاه شتم و دشنام مگو ، بر اکرام او کوشش کن
که اکرام او
اکرام خود است . از مزاح بپرهیز که جد و جهد تو را
در مسیر سلوک تخریب میکند.
بی نظر بودن بهتر از نظر خطاست
اگر می خواهی کسی را بستایی یا نقد کنی ، ابتدا در خودت
بنگر و ببین
اگر کسی با تو چنین کند ، چه حالی داری
لا حول و لا قوه الا بالله را در قول و عمل ذکر خود گردان
در قول و فعلت صادق باش
والسلام
