تبليغاتX
"http://www.w3.org/TR/html4/loose.dtd"> اشکهای سجاده نیاز
مناجات نامه ، تبیین معارف ، دعوت به قران و حدیث در یک کلام قصه گوی کوی دوست

 

در ذهن خطوط مبهمی از صبر ، ایمان ، توکل ، صدق ، شجاعت ، تقوی ، همت عالی ، یقین ، انکسار عبودیت ، توحید ، آزادگی و ... نقش بسته است . به سختی میتوان با کنکاش دقیقی ، فقط حروف این کلمات را درظرف ذهن خود  پیدا کرد ، اما اثری از حلاوت و معنای این عبارات که گمشده ی دفترچه ی خاطرات آرزوهای ماست ، یافت نمی شود . ذهن محسوس به دنبال یافتن نمود خارجی است . ذهن معقول هم جز به وجود رضایت نمیدهد . اگر دلدادنی هم باشد ، این دو (محسوس و معقول) مقدمه ی دلدادگی است .

حرکت دقیق ، منظم و بی بدلیل سید شهدا انگار ریسیدن کلاف سردرگم و نخ کردن رشته ها و پنبه های یهم ریخته ی نیکی هاست .

 

ای ناظر این حرکت !! کمی بایست ! سینه نزن !! فقط نگاه کن !!

 

به آقایی که متفکرانه با تفکر ناب سیستمی پیش می رود ، گاهی هم به اطراف می نگرد تا در این قافله پیشرو و مدل متعالی حرکت کسی را همراه خود کند . انگار میخواهد کل جاده ی تاریخ  را به طور سیستماتیک ، تا ابد خط کشی کند ، تا محدوده ی حرکت ها و سبقت ها مشخص شود ، و هر جزء جای خود را پیدا کند.

هل من ناصر ینصرنی ؟! هل من معین یعیننی ؟!  آیا کسی در این راهسازی مرا یاری میکند؟ ... ندایی نمی شنود ... جوابی نمیگیرد .. به حرکتش ادامه میدهد .

پشت سر خود فرزندان و زنان اهل الله که به امانت به او سپرده شده بود را می بیند .

 

-   شما خاندان رسالت هستید و ما وارث همه ی رسولان ... به شما نیاز است که در این

 

حرکت مرا همراهی کنید تا برای بازماندگان نقشه ی حرکت عظیم قافله ی انسانیت را

 

تشریح کنید . ...

 

وقت کم است ، فرصت تفریح و تفرج و شوخی و استراحت نیست ... بزرگترین واقعه در حال وقوعست ... اذا وقعت الواقعه

 

-        انی لم اخرج اشرا و لا بطرا .... ( من به  قصد شرارت و بیهودگی خروج نکردم )

 

همه چیز دست در دست هم داده تا کلمه ی توحید ثبت و تصویب مناظر عالم گردد.

 

لا حول و لا قوه الا بالله

 

لا اله الا الله

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

اینها شعارهای مقدسی هستند که باید با خون مقدس ترین اولاد آدم علیه السلام هَجی شود.

 

 

ای ناظر این حرکت !! کمی بایست ! سینه نزن !! فقط نگاه کن !!

 

 

ببین حسین چگونه با اضطرار تکلیف خود را در برابر هستی انجام میدهد.!

 

 

-        ( خطاب به ) ابن عباس ! این حرکت تکلیف اللهی است .

 

 

چقدر بینش جهانی دارد. نه حد مکانی دارد و نه گردش عقربه ها رنگ کهنگی بر آن حرکت فوق تصور و فوق مدرنیته می نشاند.

حسین ! تو برای کل هستی تکلیف مبًین میکنی و راه را هموار میکنی ، پس به قدر کل هستی ارزشمندی ، چون :

 

هر کس به قدر اندیشه اش قَدر پیدا میکند.

 

عجب دید و تفکر سیستماتیکی ! عجب تجلی حیاتی ! عجب فرآیند پویا و آدم سازی!

چقدر تو ، و حرکات تو ، سکنات تو ، و قیام و قعودت در این مسیر دائم افراشته ، دقیق و جدی است .

 

-        انی لم اخرج اشرا و لا بطرا .... ( من به  قصد شرارت و بیهودگی خروج نکردم )

 

هیچ فعالیتی درسیستم حسینی شوخی نیست ، مدیریت تمام نفوس را در دست دارد ، مدیریت کاملا جهانی و جاویدان .

 

عشق و عرفان و محبت تام ، همان گمشده ی بشریت ، اینجاست که تمام بغض ها ی

 

فقدان اٌلفت ، بهانه ی ترکیدن پیدا میکند.

 

حکمت گمشده در حرکت حسین پیدا میشود، راستی اگر نظام مندی حسینی نبود ، چقدر عبث بود خلقت ، چقدر لطیف است معنای حدیث قدسی زیر :

خداوند میفرماید :

 

ای رسول ! اگر تو نبودی آسمان و زمین را خلق نمی نمودم ، اگر علی نبود تو را خلق

 

نمیکردم ، و اگر فاطمه نبود هر دوی شما خلق نمیشدید ،  اگر حسن نبود هر سه ی شما

 

نبودید و اگر حسین نبود خلقتی نبود.

 

حسین حکمت وفلسفه ی هستی است تا حجتی باشد بر این اصل

 

سیستم هستی هدفمند است .

 

حسین همان سایه ی دلیل نور است .

 

الم تر الی ربک کیف مد الظل و لو شا ء لجعله ساکنا ثم جعلنا الشمس علیه دلیلا ( قرآن

 

کریم )

 

حسین همان سایه ی امنیت و معرفت و توحیدی است که همه جا کشیده شده است و حسین همان دلیل بر نور است .

 

 

الله نور السموات و الارض

 

حسین باید اقامه شود در حرکت عاشورایی خود .

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386

لينك مطلب

همه ی آرزوهای من

          در گفتن حتی یک

                     لا اله الا خاطرات توحیدی تو

           ای آفتابی ترین نوشته ی هستی

             ای نقاش ترین آیه های مالک یوم الدین

    و ایاک نعبد و ایاک نستعین

آنگاه که از اول کربلاییت محرم میشوم

          تا ابای سبز آزادیم را با روضه ات مشکی کنم

                    به اندیشه ی پدرت قسم که آبرسان آسمانی میشوم

                  و بال اشکهایی ، که حتی به قدر مگس ،

                   جهنمی خاموش میکنند

                             و بهشتی می سازند

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386

لينك مطلب

به یاد ملکوتی دیماه سال پیش

وای از این حسرت تو در تو

حسرت حال ملکوتی !!!

هر که را دیدم مینالید ، می گفت : جوان تر که بودم حال ملکوتی عجیبی داشتم !!

حالا که پیر شدم حال هم رفت . نتیجه آنکه در  ان حال ملکوت و ملکوتی نبوده ، بلکه وهم و شعف شباب اقتضای حال و هول است و بس!!

خدایا چقدر با اوامر مدٌون تو در کتاب هستی حال کردیم !!

خدایا چقدر خندیدم به هر بحث جدی که تو گفتی !!

می بینی؟!! دنیا به تو می خندد ! ! چرا ؟ چون به دنیا خندیدی !!

خدایا آن تصویر چهره و ذات پر از جدیت ابا عبدالله الحسین ، آن نقش مصور وجود و آن هستی شفا بخش و آن سفینه ی بی شکست و آن نوح طوفان حوادث ، را به دلم چنان بنشان که گر برخاستم دیگر ننشینم و گر رفتم دیگر نایستم و گر مجاهد شدم دیگر ننگ قعود درون و برون را نپذیرم

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در چهارشنبه دوازدهم دی 1386

لينك مطلب


درباره وبلاگ

تازه ترین مطالب sahar313
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati




<#persianstat#>