تبليغاتX
"http://www.w3.org/TR/html4/loose.dtd"> اشکهای سجاده نیاز
مناجات نامه ، تبیین معارف ، دعوت به قران و حدیث در یک کلام قصه گوی کوی دوست
اللهی انا عبد اتنصل الیک مما کنت اواجهک به من قله استحییایی

خدایا خودم را کشاندم تا به سجاده رسیدم ، میدانم بی حیایم که آمده ام به درگاه تو ! اما کجا بروم؟

چه کنم؟ تمام درها به رویم بسته است ... اشکهایم پایان یافته ...

بنده نمی خواهی؟؟ آمده ام به رسم بندگی ... بپذیر

یا من یقبل توبه عن عباده

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386

لينك مطلب

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386

لينك مطلب

شیخ !!

این چه دعایی بود کردی؟

مگر زندان یونس تو کفایت نکرد که به مکر٫ مسجون سجن یوسف گشتی؟

بلد نبودی محول الاحوال را بخوانی؟!

آخر عشق دختر ترسا هم نداری بگویمت مرحبا به تو پاکباخته ی حجاب نورانی!!

دون همتی بنی اسرائیلیت منً و سلوی را به خاک رویی مبدل ساخت

خدایا !! این لذت شوم !! این بهشت شکننده ی گناه !!! این پرده بروی بت عیار نهادن !!

چشمانمان را بستیم گمانمان تو هم چشمت بسته شد !!

شیخ !! به کدام بها پیروی آدم کردی و آدم نشدی !!

به همین آسانی لباس حرمتت ریخت و برهنه مفتون فتنه شیطان آشنا شدی؟

مگر عهد و عقد نبستی که از چمنزار عبودیت سر به آخور دیگری نبری؟

علف و چمن وبا خیز خوردی؟ آبرویت چه ؟ قیامت چه ؟  

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در شنبه بیست و ششم خرداد 1386

لينك مطلب

چقدر ضعیف از قویترین برهان هستی دفاع میکنیم

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در شنبه بیست و ششم خرداد 1386

لينك مطلب

قابت  ای آینه دار طلوع هر صفت

چه آسان شکسته ی نفس مسجون هزار ..

خاطر پر ز تشویش ، قلبهای قسی ،

و آنچنان که زیبنده ی مظلومیت توست...

و میدانند که صبح از تو دمید

کینه ی این ناکامیشان ..

ضربه شد بر دل مجروح زمان

تا پدر نم نم چشمش...!!

ای  غریبانه منتظر !

شاهکار آدمیت !!!

بنگر این است نمک نشناسان

تسلیت بر دل سخت است

سنگ بر ظاهر دریا بزنند !!

 

 

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386

لينك مطلب

چه آسوده شعر می نوشتی

در آستانه فراموشی من

که همه جمله هایم نقطه شده است

و قرآنم در تفسیر ش به پا بوس نقطه ی تحت با  میرسد

و آنگاه بدون هیچ ... حتی همان صخره های حجاب

که ما بین من و تو بود و تو اصلا منی نمیدیدی

تا حجابی و صخره ای نوبتش شود !!

و کاش بودی !

یک نقطه حرف داشتم برایت

در قصه های شبانه

حرفهایم باشد برای روزی که ...

هیچ حرفی نماند

و تو در سایه های بهشت ...

و من در حسرت سایه های بهشت

 

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386

لينك مطلب

یک راز می نویسم ، یعنی افشا میکنم . بلکه همه در لذت عبودیت شرکت کنند...

انصافا خودم هنوز نتونستم از بند حسادت فرار کنم ، میترسم این راز رو افشا کنم شما عمل کنید خودم بمونم

اما میگم چون ... باید کاری کرد

یک چهله بگیریم به نیت عبودیت و بندگی خدا که چهل روز بند ه خدا باشیم بعدا همه چیز در توحید  حل میشه ... همه چیز ...

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386

لينك مطلب

خدا ميداند كه موحد چه ها مي تواند بكند! براي آنكه مردم را تشويق كنيم به اينكه موحد شوند چه بايد كرد؟ پيامبران چه كردند؟ امامان چه كردند؟ گفتند موحد بشويد ماديات شما تـا مين است ؟ گفتند بيايد به سمت خدا تمام دختراني كه شما تا ديروز عاشق آنها بوديد امروز عاشق شما ميشوند؟ گفتند موحد بشويد آنوقت محبوب قلوب ميشويد؟ اگر چنين گفته باشند كه موحد بشويد تا ..... ( موارد فوق) دعوت به شرك كرده اند كه در تضاد با توحيد است آقاي من ! نه جان من ! چنين نيست كه نيست گفتند موحد بشويد چون بايد موحد بشويد . چون شما عبديت !! سعادت فردي بدون اتصال به حق امكان ندارد . وقتي هم اتصال به حق حاصل شد ، سعادت فردي معني ندارد حق است و حق است و حق والله اعلم كه اين مطلبي كه ادراكش نكردم يعني چي؟! خدا از سر تقصير تمام معلمان ديني كه اين نكته هاي توحيدي را به ما نگفتند و درحالي كه بايد ميگفتند بگذرد. خدا از سر تمام اهل منبري كه به جاي دعوت به پروردگار دعوت به نعم ميكردند بگذرد خدا از سر تقصير تمام كساني كه جاي بنده پروري انعام پروري كردند بگذرد صداي گاو ميدهيم همه ما ،ما ما ما ما ما ،من من من .....

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386

لينك مطلب

لعنت به آرامشی که بدون تو باشد

لعنت به آرامشی که منحصر به نعمت  مادی تو باشد

لعنت به آرامی که شاکر خوراکش باشد

لعنت به خنده هایی که به خاطر ارزای سگ نفس بوسعید باشد

لعنت به کسی که در ساحل طاغی است و در دریا اهل زاری

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386

لينك مطلب

تسنيـم، چشمه‌اى است كه خـداونـد آن را به فـاطمه عليهاالسلام دختـر پيـامبـر صلي الله و عليه و آله و همســـــر على بن ابى طالب عليه السلام بخشيد و از پاى ستـون خيمه فاطمه جارى مىشود. آب آن چشمه چنـان گـواراست كه به سـردى كـافـور و طعم زنجفيل و عطر مُشك شباهت دارد....

بی شک این طعم ها طعم محبت فاطمه و اولاد فاطمه سلام الله علیهم اجمعین است که در همین دنیا طعام متلذذ عباد مقرب و مزکی است

این همان حکمت است که خیر کثیر است چون فاطمه سلام الله علیها کوثر است و کوثر چشمه و حوضی است در جبروت که ورای ملکوت است و آنجا وحدت است و مشرب اهل توحید و اوحدی است و قرآن است که یس و القران الحکیم ...

جز به قدم توحید به بارگاه چشمه های محبت فاطمی نائل نمیشویم و جز به اندیشه محبت که اجر رسالت است و بیمه اعمال قلیل ما ، به سایه سار توحید و وحدت و خروج از کثرت هرگز !!!

نقش فاطمه چیست که ملحق است در دعا صفت فاطریت خدا به نام شریف او ؟ یا فاطر به حق فاطمه ؟؟؟

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در پنجشنبه دهم خرداد 1386

لينك مطلب

ما ببخشیم...

عالم نمی تواند از اهانت به مادر دهر بگذرد !!!

نه آقا فطرت حق جو کوتاه نمی آید

منتظریم تا روز انتقام

از فاطمه زهرا شهادتش را بگیری با اهداف انسانیت مبارزه کردی

فاطمه ۱۸ ساله ؟ یا باید دق کرده باشد مثل زنهای معمولی!!!! و یا ....

توجیه نکنید یک کاری کرده است طرف با هیچ آبی پاک نمیشود

 

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در چهارشنبه نهم خرداد 1386

لينك مطلب

نیست که نیست

دی شیخ و امشب ما و فردا دیگری ، نیست که نیست

نفس کسی در نمی آید !!

نمیشود که نباشد ؟!!

چه کنیم؟؟

مگر بدون صورت ایمان میشود؟ کو قسم چشم؟

رب ارنی انظر الیک!!

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در سه شنبه هشتم خرداد 1386

لينك مطلب

هر چه بیشتر تزکیه کنی از صفات عالیه جبروتی بیشتر بهره مند میشوی

همه مضامین عبارتهایی چون توکل ، تقوی ، صبر ، مهربانی ، ایثار ، شجاعت و ... ثمره درخت انسان کاملاند

بدون انسان کامل واژه های فوق معنا ندارند .

انسانی که با حرکت جوهری خود از شرک تکاثر، به توحید وحدت  و از جمع فضائل به عقبه دفع رزائل نائل شده در این سیر صعودی هم متقی است هم متوکل است هم اهل صبر است و هم مهربان و هم با ایثار و گذشت .

آنکه سیر ادواری به دور چرخ آسیاب عالم کثرت دارد و از شاخه ای به شاخه دیگر میرود و گمان سیر دارد در حالی که ساکن است اکر مصداق بل هم اضل نباشد ، کالانعام است .

جهلی که ضد حکمت است مقابل محفوضات نیست تا بگوییم چراعالم نیز دچار فراموشی میشود . بلکه مقابل سکون است . چون حکمت، علم با حرکت است و هر کدام از این دو مقوله مجزای هم فاقد اثر صعود است بر جوهر انسان ، یعنی حرکت بدون علم و علم بدون حرکت ..

باشد بر شما که در آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم افضل صلوات المصلین تفکر کنید

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در دوشنبه هفتم خرداد 1386

لينك مطلب

اگر اهل فقیه شدن باشی با یک آیه فقیه میشوی به حکم نبی اکرم

هرکس ذره ای خیر انجام دهد ، عملش را می بیند و هر کس ذره ای شر انجام دهد آن را می بیند

هر حرکت دست تو ضبط میشود ... خدایا یک حرکت برای تو انجام ندادیم!!!

حال که باید همه حرکاتمان برای تو میشد .

رحم کند به ولایت علوی!! اینگونه باشد در جهنم خالدیم.

به نگاه علوی و تغییر در نیت همنشین علی خواهیم بود

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در شنبه پنجم خرداد 1386

لينك مطلب

دیشب با هم بودیم ، می گفت اگه ادم با دعاش یک ثانیه فرج رو نزدیک کنه برا افتخار روز قیامت بسشه ولو اینکه تو نامه اعمالش هزار تا کبیره باشه ! می گفت نه خودش بلکه همه اجدادش بهش فخر میکنند

اتقدر این عمل درخشنده است که هیچ سیاهی نمی مونه تا به خاطرش شرمنده حضرت زهرا بشه

گفتم : عزیزم سر به سرم نزار !!! تو که میدونی این احساس دعا مفقود در ما . ما احساس نیاز نمیکنیم تا مثل امام صادق برا فرج دعا کنیم .

گفت : تو دعا کن ساخته میشی . دعا کن ولو به زور  . آروم آروم حرکت می کنی به سمت دعای امام صادق

بزرگی هر کس به قدر احساس نیاز او به فرج ولی تمام است

این حرفها برای تفریح نیست . برای شروع تفکر است

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در جمعه چهارم خرداد 1386

لينك مطلب

همه تیرگی های درون و خرابی های بیرون و تنهایی ها و وحشت های گمراهی ٫ کودنی های و گیجی ها هنگامی که به زیر بال وپر معصوم برویم رفع میشود

فرمود : و اخفض جناحک لمن اتبعک - ای پیامبر آغوشت را برای پذیرش آنان که از تو تبعیت میکنند باز کن

امام زمان آغوشش برای همه تابعین باز است

شرط ره یابی به آغوش پر مهر امام تبعیت است

در این تبعیت و تسلیم همه چیز حل میشود . فکر ها جمع میشود و عقل ها رشد می یابد

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در پنجشنبه سوم خرداد 1386

لينك مطلب

سکوت حکمت است ! و حکمت گمشده مؤمن !!

لا حول و لا قوه الا بالله . به یاد ذکر لبان سید شهدا در مصائب عاشورا

کجاست آن حکمت و حقیقت واحده و بسیطه گمشده !!

یعنی آقای من وقتی گمشده مؤمن حکمت است دیگه چیز دیگه نیست !!! یعنی هیچی ها !!

حکیم علت ها را می بیند و به علت العلل توجه تام دارد !!!

و قلبی لحبک متیما

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در پنجشنبه سوم خرداد 1386

لينك مطلب


درباره وبلاگ

تازه ترین مطالب sahar313
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati




<#persianstat#>