تبليغاتX
"http://www.w3.org/TR/html4/loose.dtd"> اشکهای سجاده نیاز
مناجات نامه ، تبیین معارف ، دعوت به قران و حدیث در یک کلام قصه گوی کوی دوست
چقدر بی ایمانی زیاد شده

خدایا مزه ایمان را به ما بچشان

یک مرد کنده شده از کفر و شرک نیست که الگو برداری کنیم ؟!!

یا هست نمی خواهیم نگاهش کنیم ؟!!

هر کدام از این کلماتی که حرف عادی روزمان شده ایمان را از بین می برد و رجاست کفر و شرک را بر دل می نشاند

ایمان بهره دل است ، آنهنگامی که احساس امنیت در پناه خدا نداریم یعنی ایمان نداریم. باید با این شاخص خودمان را بسنجیم ، چقدر از روز با ایمان هستیم ؟ چقدر بی ایمان ؟

یک شاخص دیگر این است که هنگام گرفتاری ها و مصیبت ها چگونه بر آنها صبر میکنیم؟

اگر صبر جمیل بود نتیجه اش بشارت است و گرنه انذار ...

بترس ... نکن .... بگذر .. انقدر زیاده طلب نباش ... ای لعنت به تو ... قتل الانسان ما اکفره

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386

لينك مطلب

مجبورم یه کم پایین تر یه حرفهایی بزنم بقیه بفهمن

ببخشید از تمام عارفان و سالکانی که این حرفها برایشان رنگ کلام ندارد :

کسی که از ادراک تلذذ فلسفه و منطق محروم است و از کأس پر برکت و مسکر شهادت عقل بی بهره است ، کسی که از می ناب وحدت بهره ای نبرده و ما بین فلسفه و عرفان و قرآن تمایز می بیند ، کسی که ژست ضد عرفان یا ضد فلسفه یا ضد علوم حدیث می گیرد ، این بیچاره از علم بی بهره و در حجاب خود نمایی با مجادله اهل حقیقت دکان خود گرم میکند.

خود نمایی یا با زیور و لباس است یا با تزیین کلام است یا با رد حق است یا با اتصاف خویش با اوصاف خواه نیک خواه بد : من اینگونه ام ، من عادت دارم که ... ، من هیچ وقت ، همسر مورد دلخواه من ... ، رشته من ... ، برنامه من ..... ، حقوق و شغل و رشته و خانه من ... ، ادراک من ..... ، استاد من ... ، توجه من ..... انا لله و انا الیه راجعون

افراد مذکور در فوق همه یک سنخند و یک تفکر بر  آنها حاکم است منیت

دست از مس تکثر بردارید و به نور وحدت ببینید که هیچ تمایزی بین قول فلاسفه و عارفان و آموزه های قرآن نیست ، مگر آنکه کسی رهزن باشد و خود را سالک معرفی کند ، جاهل باشد و خود را حکیم جا کند

خدایا از همه زباندرازیهایی که به محضر عالیقدر فلاسفه و حکما و عارفان نمودم توبه میکنم و برای روح آن عالیمقامان علو درجات خواستارم

از محضر حضرت ملاصدرا ، جناب میرداماد ، حضرت شیخ الرئیس بوعلی ، حضرت میرفندرسکی و تمامی عرفای گرامی طلب عفو دارم

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386

لينك مطلب

دلوٌی بیانداز ‌و یوسفی شکار کن !

کار خیری کن باشد که در سبدت عشقی نشیند .... و چشمت روشن شود

از حال اضطرار یونسی که گذشتی به امتحان یوسفی میرسی

خدایا به تو پناه میبرم از ذلت با زلخیا بودن و از عزت با تو بودن، محروم بودن ...

خدایا در حال یونس عبادت تو کردن هنر نسیت . در جای یوسف بودن و دعا کردن ...!!! حاصل بصیرت است .. یوسف گفت  عطای تو بود که عفیف ماند

عطایت را از ما مگیر

خدایا آن یوسف بود و ادراک محضر یعقوب کرده بود... ما پستیم پست . دلمان پر است از مرض ... بی ادراک هیچ طبیب ... خرده بر ما مگیر ... رحم کن ، ببخش ، تفضل کن ، ما را سالم از حال یوسفیه خارج کن

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا

آن سلطان نصیر را برای دستگیری از ما ، آنم آرزوست

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386

لينك مطلب

 

نه اينكه سالك نمي خواهد حرفي نزند

بلكه حرف وجود بسيط است... وحده لا اله الا هو

ببين عزيز من !

اينجا هيچ كس تو را تأييد نمي كند. بل همه اش تحقير است . چون هيچ فضيلتي نداري

حتي خواب هم با تو نيست ... اين حرفها هزيان نيست

اگر دنبال تأييدي برو دنبال فضيلت .. اگر دنبال عبوديتي از فضولات بكاه

عبادت سحر براي فروش نيست . روزه و اخلاص هم خريدارش نيست

هيهات كه بزرگان علم هم بر تو وقعي بگذارند و تو را در محفلشان راه دهند

يا انيس من لا انيس له

حوزه علميه بابش به روي توي فقير بسته است تا ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد شوي...

 

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386

لينك مطلب

نفسم بند آمده

اين چه حالي است؟؟

با اين گردنه هاي پر پيچ و خم  و ادعاهاي دروغين!!!

كجا دانند حال ما ... عارفان و واصلان كه به حمدِ ، الحمد الله الذي اذهب عنا الحزن رسيده اند؟!

بسم الله الرحمن الرحيم

ويل للمكذبين  ... واي به حال سالكي كه بگويد سلوك كذب است

واي به حال سالكي كه پس از مشاهده انوار جلال و جمال بِِيُرد

خدايا !! يك جذبه ديگر.. قوت نمانده ... لا حول و لا قوه الا بالله

عجب سؤالات سختي است

۱- مؤمن بايد بهره اش را از دنيا فراموش نكند؟

۲- مؤمن با يد با مردم معاشرت كند و صله رحم نمايد؟

خدايا پاي بندي ها ... مگر مي شود بي عنايت تو

امام زمان كجايييييييي!!!‌الغوث الغوث !! مي خواهند مرا به قبرستان دنيا ببرند !!!‌ادركني !! ادركني !! بيا كه بيابان زده هستم ... بيا كه در گلاويز شدن با مرگ كبري هستم ...

بيا استاد اعظم مددي كه ...۱ ۲ ۳ ... آه من قله الزاد

كدام دعا تشّفي درد بي درمان است

اگر دنيا طلبي بد است چرا طبيب دل من درمان نمي كني ... آقا ...آق..آ......ــــــــــــ ./ 

 

 

نوشته شده توسط محمد امیر سیاوش حقیقی در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386

لينك مطلب


درباره وبلاگ

تازه ترین مطالب sahar313
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati